نماد اعتماد الکترونیکی

شعری از ساناز داودزاده فر - ترجمه: خالد بایزیدی (دلیر)

شعری از ساناز داودزاده فر
ترجمه: خالد بایزیدی (دلیر)


درگیری ما سر آخرین گلوله بود
نصیب که خواهد شد
هر روز تکرار دیروزهاست
آخرین گلوله قبل ازخواب
به زندگی شبیه ترشده
تا بوسه ای
بعد از یک ماه
ندیدن هم
!ما
تیرباران خورده های یک نسل ایم
یک روزبی گلوله نخوابیدم
مادرم لالایی اش
صدای کلاشینکف داشت
وقتی کودکی مان
پیرگونه بزرگ می شد.

 

 

 

شیعریکی: ساناز داودزاده فر
وه رگیر:خالیدبایه زیدی(دلیر)

 

شه روپیکدادانی ئیمه
له سه ردواین فیشه ک بو
به چاره نوسی کی ئه بی
گشت روژه کان
دوباره ی دوینی کانه
دواین فیشه ک دوای خه وتن
زیاترله ژیان ئه چوو
تاکووماچیک
دوای مانگیک
به دیتنی یه کتر
!ئیمه
له سیداره دراوی یه ک وه چه ین
روژیک بی گوله خه وم لی نه که وتووه
لای لایه ی دایکم
له ده نگی کلاشین کوف ئه چوو
کاتیک منالیمان
پیرسیمابالای ده کرد

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت