نماد اعتماد الکترونیکی

اسکندر احمدنیا - بوشهر

 

در مرگِ باران
که در سیاهی عقیمِ اَبر
جا مانده است
تا ترانه گل ندهد
تا وقتِ بهار
در مرگ خودم
که خون نوشته ام
در سپیدیِ چوب هایی زخم خورده
در عشقی
که جنینش سکته کرده است
در سرزمینی که کور شده است
و بر مویِ جو گندمش
با ترکیبی سپید
سایه ی کافور دمیده است
و در تو
که بر بال گرسنگی پلیکان ها
تا نظم خاکستری صبحِ خالی رودخانه های
خشک
کوچ کرده ای
مانده اند
پس باران ببار !
زخم خورده ای
ببار
ببار باران !
 
 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت