نماد اعتماد الکترونیکی

علی کهنسال - دشتستان

 

زخم گلویم ، شیونی خاموش

که دست تو بسته دهانش را

چیزی نخواهد گفت از این پس

مردی که بی تو مرگ جانش را...

 

هر شعر، بغض گوشه گیری که

لای ورق های صدایم بود

تصدیق از تو گفتنم تا صبح

*گودی زیر چشم هایم* بود

 

 

هفته به هفته طول ساحل را

با دست هایت خاطره دارم

*بوشهر* را‌ در شعر می گریم

یکشنبه ها تا صبح بیدارم

 

مثل روانی های زنجیری

-با داد-شبها می پرم از خواب

تب کرده زیر پوستم انگار

یک کودک بی مادر بی تاب

 

خسته شدم از زندگی، از شعر

از این تناقض های تکراری

از عشق های یخ زده در تو

از اشک هایی که نمی باری!

 

از آه های سرد و تو در تو

ابهام های از من آویزان

*از آسمان بعد تو اخمو...*

از *قهر چندین ساله ی باران*

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

«تمامي كالاها و خدمات اين وبسایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»
طراحي و پياده سازي سايت: شماره تماس جهت طراحي سايت